پیشنهاد روز
برای دیدار اینروزنامه اینترنتی به اسم (( روز )) از اینجا وارد شوید.
با من اینجا تامل کنید
برای دیدار اینروزنامه اینترنتی به اسم (( روز )) از اینجا وارد شوید.
امروز اما آن مرد آمد و در باران به قول محمدقوچانی (( بی ملتی )) هم آمد.
بیم ها باز هم به خانه خلوت ما که تازه و آرام آرام به آن عادت می کردیم سرک می کشند و ما می مانیم و تصمیم به اینکه در خانه و زیر نگاه سنگین و بی شرمانه آنها باقی بمانیم یا اینکه به کوچه و خیابان برویم و فریاد سر دهیم.
فریادی که هشت سال هر وقت خواستیم نوا کنیم گفتند : هیس ! مگر نمی بینید که اوضاع جهانی حساس است و تازه مگر پیشرفتهای اصلاح طلبان ؟! که کم کم در حال شکل گیری و حرکت رو به جلوست به نظرتان نمی آید ؟؟؟
ما می ماندیم و انتظاری که این حرکت رو به جلو و این پیشرفت کی به آزادی نهایی منتهی می شود.
اما نشد که نشد !!!
امروز او آمد و در مژده ی آمدنش ( بیانیه اعلام حضورش ) چنان نوید داده که آب رنید راه را گویی خود را رئیس جمهور آینده ایران می داند. رئیس جمهور گذشته و آینده.
داغ دلم وقتی تازه تر می شود که کسانی سنگ او را به سینه می زنند و او را تنها گزینه مناسب می دانند و افسوس و صد افسوس که دقیقن به همین دلیل شانس او را برای تکیه زدن دوباره بر جایگاه ریاست دولت جمهوری اسلامی از بقیه کاندیداها - جدای از تدیید یا عدم تایید صلاحیتشان - بیشتر می دانم و می بینم.
اما انسان به امید زنده است و ما هم امیدوار به اینکه واقعه بهمن ماه سال ۷۸ در انتخابات مجلس ششم یکبار دیگر تکرار گردد و انسان لااقل شایسته تری بر این اریکه فدرت تکیه زند که در وزارت اطلاعاتش فکر به دره انداختن نویسندگاه و کشتن دگراندیشان موج نزند.
گویا ترفند سران و تصمیم گیران نظام برای کشیدن مردم پای صندوق های رای در حال کارگر افتادن است.
شاید در روزهای آینده مجبور شویم علیرغم میل باطنی و فریاد خود در گذشته بار دیگر رای دهیم تا او دوباره نیاید که اگر بیاید شدیدن معتقدم باز می گردیم به ۸ سال قبل و فضای امنیتی قبل از دوم خرداد ۷۶ که به نظر شخص من حادثه ای بود در اندازه های مشروطیت و انقلاب ۵۷ که متاسفانه دقیقن دچار سرنوشت آن دو واقعه شد و باز هم بیشتر از این خواهد شد. سوء استفاده از احساس پاک آزادی خواهی مردم ایران زمین.
به امید روزی که آزاد باشیم و حق انتخاب داشته باشیم تا انتخاب کنیم و انتخاب شویم.
بدرود.
شاد زی.
او را خدایگان کوپونیسم هم می نامند.
اما فکر می کنم دوران کاریزما تمام شده و نسل من به افکار و برنامه های کاندیداها رای می دهد نه به اسم آنها.
او بعد از ۱۶ سال خانه نشینی و لام تا کام حرف نزدن حالا با پیش فرضهایی که مطرح کرده نشان داده از به دست گرفتن دوباره سکان دولت جمهوری اسلامی بدش نمی آید.
اما او نهایت آرزوی نسل من نیست. نسل من نسل گذار از جمهوری اسلامی است. چه تناقض مضحکی ! جمهوری با پایه های حقوق بشری و اسلام ضد حقوق بشر.
واقعن طرفداران مردم سالاری دینی از دنباله ی دینی در پس مردم سالاری چه چیزی را می جویند ؟
دوستی می گفت : خاتمی جرات نکرد بگوید دموکراسی گفت مردم سالاری آن هم از نوع دینی اش.
ای کاش دیندار و بی دین مسلمان و غیرمسلمان کمونیست و لیبرال همه و همه می توانستند در سرنوشت کشورشان نقش داشته باشند و انتخاب شوند و انتخاب کنند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
افسوس مردم فقط می توانند از بین کاندیداهایی که از فیلتر آقایان گذشته انتخاب کنند.
از این روست که او میر حسین موسوی کعبه آمال نسل من نیست.
ما آزادی می خواهیم آزادی انتخاب آزادی اندیشه آزادی بیان و آزادی و آزادی و آزادی و ...
من با صدای بلند اعلام می کنم تا آزادی مرا پاس ندارند در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهم کرد.
من رای دادن را حق می دانم نه وظیفه و تکلیف و بنا بر همین حق رای ندادن را بر می گزینم و از این حق خود تا برآورده نشدن خواسته هایم می گذرم.
شاد زی.
دو برنامه مفصل داشتم که امیدوارم اینجا اجرا کنم : یکی نکاتی از آموز شدانش سیاسی که از کتاب وزین دکتر حسین بشیریه نقل میکنم و دیگری خاطرات و اتفاقات روزانه همراه با تحلیل شخصی که امیدوارم اولین آن سفر به نمایشگاه بین المللی کتاب تهران باشد که همین پنجشنبه و جمعه گذشته اتفاق افتاد.
منتظر نظرات پیشنهادات انتقادات و حتی فحش ها و بد و بیراه های شما عزیزان هستم.
ارادتمند همگی
میمو